09197180206  
شناسه : رمز عبور :
 

فروشگاه محصولات و کتابهای نمایشگاهی
کتابهای نمایشگاهی خود را از اینجا تهیه كنيد .
http://shop.ariafair.com

عبارت مورد نظر را جهت جستجو وارد نمائید :

 

 
 
 
   

:: نقش نمایشگاهها در رشد و توسعه اقتصادی کشورها
دسته بندی :مقالات صنعت نمایشگاهی تاریخ انتشار :۱۳۹۰/۵/۴

رشد و توسعه اقتصادی

باید بين دو مفهوم ”رشد اقتصادی“ و ” توسعه اقتصادی“ تمایز قائل شد. رشد اقتصادی , مفهومی كمی است در حالیكه توسعه اقتصادی , مفهومی كیفی است.
رشد اقتصادی“ به تعبیر ساده عبارتست از افزایش تولید )كشور( در یك سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه ودر سطح كلان , افزایش تولید ناخالص ملی ) GNP ( یا تولید ناخالص داخلی ) GDP ( در سال مورد نیاز به نسبت مقدار آن در یك سال پایه, رشد اقتصادی محسوب می شود.

منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از افزایش بكارگیری نهاد هها )افزایش سرمایه و نیروی كار(, افزایش كارآیی اقتصاد )افزایش بهر هوری عوامل تولید(, و بكارگیری ظرفیتهای احتمالی خالی در اقتصاد. 

توسعه اقتصادی“ عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیكی , انسانی و اجتماعی . در توسعه اقتصادی , رشد كمی تولید حاصل خواهد شد اما در كنار آن , نهادهای اجتماعی نیز مت حول خواهند شد , نگر شها تغییر خواهد كرد , توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته, و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. بعلاوه م یتوان گفت تركیب تولید و سهم نسبی نهاد هها نیز در فرآیند تولید تغییر ميكند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نم یتواند تنها در یك بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه, حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلكه بدلیل وابستگی آن به انسان, پدیده ای كیفی است )برخلاف رشد اقتصادی كه كاملاً كمی است( كه هیچ محدودیتی ندارد.
توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد : اول , افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه با ریشه كني فقر )سیاستی که چین از دهه 70 و در راستای فقرزدایی در پیش گرفت( و دوم, ایجاد اشتغال )توسعه بنگاههای کوچک و خانوادگی در چین( كه هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در كشورهای پیشرفته و كشورهای توسعه نیافته متفاوت است. در كشورهای توسعه یافته, هدف اصلی افزایش رفاه و امكانات مردم است در حالیكه در كشورهای عقب مانده, بیشتر ریشه كني فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.

پیامدهای توسعه اقتصادی

در ابتدا ، اجرای توسعه اقتصادی با تغییرات بنیادین در اقتصاد کشورها همراه بوده است. تعدادی از این تغییرات عبارت اند از:

افزایش سهم صنعت و کاهش سهم کشاورزی در تولید ملی

افزایش شمار شهرنشینان و کاهش جمعیت روستایی

افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه

افزایش اشتغال

در طول چند دهه اخیر، کشورهای مختلف جهان ، متناسب با شرایط، فرصت ها، ساختار حکومتی و فرهنگ اجتماعي خود استراتژی های توسعه اقتصادی مختلفی را در پیش گرفتند. این استراتژی ها بطور کامل قابل تفکیک نیستند بلکه طیفی را تشکیل م یدهند که عمدتاً شامل استراتژ یهای پولی - استراتژی اقتصاد باز - استراتژی صنعت یشدن و . . . بعلاوه بایدگفت که تقریباً هیچ کشوری بطور شفاف و مشخص هیچ یک از استراتژی ها را در پیش نم یگیرد )یا حداقل اعلام نمی کند( بلکه این تحلیل کارشناسان و مطالعه سیاست ها و برنام ههای دولت ها است که مشخص م یکند هر کشور تقریباً کدام استراتژی را انتخاب نموده است )یا به انتخاب او نزدیک است(. اقتصاددانان كلاس كي ، توسعه اقتصادي )يا به تعبیر آنها افزايش ثروت ملت ها( را تابعي از گستره روابط تجاري يا بازارها ميدانستند .

 ديويد ر كياردو با طرح نظريه مزي تنسبي در واقع نشان داد كه آنچه در سطح بازارهاي محلي و ملي موجب رونق اقتصادي ميشود در سطح بي نالمللي و جهاني نيز صدق ميك‌ند . البته به شرط آنكه بازارها در شرايط رقابت آزاد قرار داشته باشند و مداخلات بيروني در كاركرد آنها اخلال ايجاد نكند.

كشورهایي مانند كر هجنوبي كه به نظام بازار و اقتصاد جهاني روي آوردند در مدت نسبتاً كوتاهي به نتايج درخشاني رسيدند. دو دهه پاياني قرن بيستم و سال هاي آغازين سده بيست و يكم كه در واقع اوج پديده جهاني شدن است در عين حال دوران افول ايدئولوژ يهاي درون گرايانه و ضد بازار است. امروزه اكثريت قريب به اتفاق جوامع دنيا ، حتي كشورهاي با نظام سياسي كمونيستي مانند چين و ويتنام، به اين نتيجه رسيده اند كه توسعه اقتصادي در گرو تعامل مثبت و سازنده با نظام تجاري و اقتصادي جهاني است. جهاني شدن به عنوان واقعيتي فراتر از ايدئولوژي ها آينده توسعه اقتصادي جوامع را رقم مي زند.
از منظر مباني فكري موافقان جهاني شدن اقتصادي و مخالفان آن ، اولين و شايد مهم ترين ويژگي جهاني شدن اقتصادي گسترش روزافزون تجارت ميان جوامع مختلف در سطح كره خاكي است. تجارت موتور محرك فعالي تهاي اقتصادي است و بدون توسعه تجارت سخن گفتن از توسعه اقتصادي بي معنا است. توليد و اشتغال را مستقل از تجارت نم يتوان در نظر گرفت چون هدف نهايي از توليد ، مصرف است و نيل به اين هدف در جوامعي با تقسيم كار گسترده و ميليو نها ذي نفع جز از طريق مبادله پولي يا تجارت امكان پذير نيست. بنيانگذاران علم اقتصاد از همان ابتدا بر اين نكته تأ يكد داشتند كه ميزان توليد ثروت در هر جامعه اي تابعي از گستره بازارهاي آن است. آدام اسميت در كتاب معروف «تحقيق در ماهيت و علل ثروت ملل » توضيح ميدهد كه افزايش ثروت در هر جامعه )رشد اقتصادي( تابعي از پيشرفت تقسيم كار و بالا رفتن بازدهي نيروي كار و توليد است و ابعاد تقسيم كار خود به ميزان قدرت مبادله يا تجارت بستگي دارد.

2 - بسياري از انديشمندان نيمه دوم قرن نوزدهم را آغاز عيني فرايند جهاني شدن ارتباطات و اقتصاد مي دانند. ارتباطات فرا مرزي با گسترش خطوط تلگراف از دهه 1850 ميلادي شكل جدي به خود گرفت و با توسعه تلفن و ارتباطات راديويي در دهه هاي پاياني قرن نوزدهم و آغازين قرن بيستم توسعه بي سابقه اي يافت. بازار جهاني مس از دهه 1850 ميلادي استقرار يافت و ارتباط محموله هاي استراليا، شيلي، كوبا، انگلستان و ايالات متحده آمر كيا را با كيديگر برقرار كرد. بورس فلزات لندن در سال 1876 تاسيس شد و معاملات در آن بدون توجه به اينكه مبدا و مقصد محمول هها خود انگلستان باشد يا جاي ديگر، انجام ميگرفت . در اين دوره، سيستم قيمت گذاري جهاني در ارتباط با غلات و پنبه در ميان بور سهاي مناطق مختلف دنيا به وجود آمد. در كنار توسعه ارتباطات و روابط تجاري بين المللي، سازمان هاي جهاني نيز بنا به ضرورت شكل گرفتند. اتحاديه بي نالمللي تلگراف )ارتباطات دوربرد امروزي( در سال 1865 تأسيس شد و اتحاديه جهاني پست در سال 1874 آغاز به كار كرد و در دهه هاي آغازين قرن بيستم تعداد و وسعت عمل اي نگونه سازما نها بيشتر شد. جامعه ملل پس از جنگ اول جهاني ) 1920 (، پليس بي نالمللي )اينترپول(، در سال 1923 و اتحادیه نمایشگاه های بی نالمللی ) ufi ( در سال 1925 تأسيس شدند.

شايد بتوان گفت كه اولين موج بزرگ جهاني شدن دوره زماني 1870 تا 1914 ميلادي را در بر م يگيرد. در اين دوره زماني حجم تجارت به طور بي سابقه اي افزايش يافت و ادغا مهاي گسترده اي در صنايع بزرگ اتفاق افتاد.

آغاز جنگ جهاني اول در اروپا در سال 1914 ميلادي ، موجب کندی موج جهاني شدن تجارت شد و سرآغاز كي دوره نامطمئن در روابط بي نالملل كه تا پايان جنگ دوم جهاني در سال 1945 به طول انجامید ، گردید. در اين دوره نا امن توام با تهديد و جنگ، اغلب كشورهاي دنيا به سياست هاي حمايتي روي مي آورند و در نتيجه تجارت بين المللي در مواجهه با موانع گمركي و سياست هاي انزواطلبانه نم يتوانست رونق چنداني پيدا كند. و این در حالی بود که کشورهای عضو اتحادیه نمایشگاههای جهانی توافق کردند در دوران جنگ دوم جهانی نمایشگا ههای در حال برگزاری در کشورهای عضو ، در امان باشند و هیچ تهاجمی به
آنها صورت نپذیرد. و این خود سرآغازی در راستای افزایش درجه اهمیت نمایشگاهها خصوصاً در شرایط حاد و بحرانی محسوب گردید و بگونه ای که امروز شاهد آمار قابل توجه و حائز اهمیت از برگزاری نمایشگاهها هستیم.

ادامه دارد........

تهيه و تنظيم : آريا مجيدي

نظرات شما :
ساعت و تاریخ : 2:2- 1393/5/1
نام :
پست الکترونیکی :
صفحه شخصی :
توضیحات :